کارجو
 

banner3

banner2

banner1

banner4

banner5

مــحل تبــلیغـات شمــا
تبــــلیغــات
www.cyberco.ir

مــحل تبــلیغـات شمــا
تبــــلیغــات
www.cyberco.ir

مــحل تبــلیغـات شمــا
تبــــلیغــات
www.cyberco.ir

مــحل تبــلیغـات شمــا
تبــــلیغــات
www.cyberco.ir

مــحل تبــلیغـات شمــا
تبــــلیغــات
www.cyberco.ir

مــحل تبــلیغـات شمــا
تبــــلیغــات
www.cyberco.ir

مــحل تبــلیغـات شمــا
تبــــلیغــات
www.cyberco.ir

نظر سنجی

به نظر شما توافق 5+1 تا چه اندازه در بهبود معیشت مردم تاثیر گذار خواهد بود؟

معرفی برخی از چارچوب‌های موجود در زمینه اقتصاد دانش بنیان

(0 رای‌ها)
مردم‌نو؛ اقتصادهای توسعه‌یافته در مسیر حرکت به سمت اقتصاد دانش‌بنیان تغییرات چشم‌گیری را تجربه کرده‌اند. توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات، ظهور خدمات تجاری مبتنی‌بر دانش و همچنین رشد عوامل ناملموس همانند آموزش، دانش، اطلاعات، نوآوری و پژوهش و توسعه اجزای مهم این فرآیند هستند. در چنین شرایطی است که خلق دانش- جایی که سیاست‌های دولت نقش بسیار مهمی را در یکپارچه‌سازی بخش‌های درونی و نیز بین بخش‌های مختلف بازی می‌کند- نسبت به هر بخش دیگری در جامعه اولویت بالایی می‌یابد. به‌دلیل گسترش سریع فرآیند جهانی‌شدن در اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست‌ویکم، جوامع مختلف به‌شدت سعی در تطبیق خود با این فرآیند داشته و خود را برای پذیرش تحول آماده کرده‌اند. مطالعات اخیر در مورد رشد اقتصادی جهان یکپارچه، نشان‌دهنده قدرت بی‌چون و چرای دانش در این عرصه است. بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته از نقش بارز دانش در رقابت میان کشورها آگاه هستند؛ به‌عنوان مثال، اتحادیه اروپا بر نقش اقتصاد دانش‌بنیان در اصلاح پایه‌های اقتصادی کشورهای عضو اتحادیه تاکید بسیار داشته و در اجلاس سران اتحادیه در مارس ۲۰۰۰، گروه اروپایی، چنین نتیجه‌گیری کرد که از میان مسائل پیش‌روی بسیار، تبدیل‌شدن به یک اقتصاد مبتنی‌بر دانش دیجیتال از طریق تولید کالاها و خدمات جدید، کشورهای عضو را قادر خواهد ساخت تا کیفیت زندگی شهروندان و محیط‌زیست را تا حد اعلایی ارتقا دهند. همچنین از میان اقتصادهای آسیایی که در این اواخر موفق عمل کرده‌اند، سنگاپور در شرق آسیا نمونه‌ای است که اکثرا به‌عنوان الگو در مطالعات مربوط به سیاست‌های دولت و اقتصاد دانش‌بنیان مورد مطالعه قرار می‌گیرد.
معرفی برخی از چارچوب‌های موجود در زمینه اقتصاد دانش بنیان بنابراین باید اذعان کرد که بازسازی فرآیند نوآوری در سراسر جهان در جریان است و مراکز ملی و منطقه‌ای اقتصاد دانش‌بنیان در حال ظهور هستند و در نتیجه، جریان اطلاعات و تسهیم دانش در سطح جهانی در حال سرعت‌گرفتن است. تنوع و عمق این تحولات، سرعت نوآوری را برای خلق فرصت‌های نوآوری در مناطق جدید افزایش می‌دهد و شکل راهبردهای شرکتی، روند و محتوای اقتصاد دانش‌بنیان جهان را نمایان کرده و حکمران‌ها روند این فرآیند را تسهیل می‌کنند.
فرایند خلق و توزیع دانش در یک اقتصاد دانش‌بنیان، به سیاست‌گذاری‌های مناسب دولت بستگی دارد، سیاست‌هایی که معمولا نتیجه محرک‌های نوآوری و رژیم نهادی است. بنابراین دولت‌ها نقشی حیاتی را ایفا می‌کنند، چراکه خلق دانش و توزیع آن نمی‌تواند صرفا بر مکانیزم‌های بازار مبتنی باشد و چارچوب مناسب از محرک‌های اقتصادی و رژیم‌های نهادی به‌منظور تسهیل تعامل بین بخش‌های مختلف یک اقتصاد دانش بنیان، ضروری است. در ادامه برخی از چارچوب‌های بین‌المللی ارائه شده برای ظهور و توسعه اقتصاد دانش‌بنیان را معرفی خواهیم کرد.
۱- چارچوب OECD
OECD، براساس مطالعه خود برای توسعه و انتشار شاخص‌های علم و تکنولوژی در سال ۱۹۹۶، شروع به انجام تحقیق بر اقتصاد دانش‌بنیان و تلاش برای فراهم آوردن شاخص‌های مناسب برای آن نموده است. OECD اشاره می‌کند که «شاخص‌های اقتصاد سنتی هرگز به‌طور کامل رضایت بخش نبوده‌اند، اغلب به این دلیل که این شاخص‌ها در تشخیص عملکرد اقتصادی به‌عنوان پدیده‌ای فراتر از ارزش کل کالاها و خدمات، شکست می‌خوردند».OECD بعدا در پروژه رشد خود، ایده اقتصاد دانش‌بنیان را بیشتر مورد بررسی قرار داد و نتیجه گرفت که تعدادی از عوامل برای اقتصاد دانش محور مهم می‌باشند. این نتایج عناصر زیر را برای چارچوب اقتصاد دانش محور پیشنهاد می‌کند:
• محیط اقتصاد کلان باثبات و باز که بازارهایی اثربخش دارد
• انتشار فناوری‌های ارتباطی و اطلاعاتی
• پرورش و ارتقای سطح نوآوری
• سرمایه‌گذاری در سرمایه انسانی
• تشویق ایجاد بنگاه.
۲-چارچوب APEC
چارچوب APEC قسمتی از پروژه‌ای بود که با عنوان «حرکت به سمت اقتصاد دانش بنیان در APEC» در اواسط ۱۹۹۹ توسط همین سازمان به انجام رسید. هدف اصلی این پروژه در واقع ایجاد مبنایی تحلیلی و مفید برای موثر کردن استفاده و خلق و انتشار دانش در بین اعضای APEC بود. این رویکرد تا حد زیادی به رویکرد پروژه رشد OECD شبیه بوده و در بسیاری از شاخص‌ها براساس آن عمل می‌کند. چهار بعد اصلی معرفی شده از سوی این سازمان برای اقتصاد دانش بنیان عبارتند از:
۱. سیستم نوآوری
۲. توسعه منابع انسانی
۳. زیرساخت‌های فناوری ارتباطات و اطلاعات
۴. محیط کسب‌وکار
۳-چارچوب اتکینسون و کورت
چارچوب دیگری که به معرفی شاخص‌هایی برای ارزیابی اقتصاد دانش بنیان پرداخته است، الگویی است که توسط اتکینسون و کورت در سال ۱۹۹۸ معرفی شد. این محققان شاخص‌های زیر را به‌عنوان شاخص‌های اقتصاد دانش بنیان معرفی نموده‌اند:
• شغل‌های دانشی
• جهانی شدن
• رقابت و پویایی اقتصادی
• اقتصاد دیجیتال
• ظرفیت نوآوری فناورانه.
۴-چارچوب بانک جهانی
به‌گزارش ناظر اقتصاد، در سال ۱۹۹۹، بانک جهانی پروژه‌ای با عنوان «دانش برای توسعه» (KD) را به جریان انداخت که با انجام این کار قصد آگاهی بخشی به سیاست‌گذاران کشورها در مورد تاثیر دانش به‌عنوان ابزاری قدرتمند در رشد اقتصادی را داشت.
برنامه دانش برای توسعه، چارچوبی را توسعه داده است تا به کشورها در پی‌ریزی راهبردهایی برای تبدیل‌شدن به اقتصادهای دانش‌بنیان کمک کند. این چارچوب شامل ۱۰۹ متغیر ساختاری و کیفی است که چگونگی مقایسه کشورها را با یکدیگر به نمایش می‌گذارد و این متغیرها به‌عنوان زیرشاخص‌های چهار متغیر اصلی زیر در نظر گرفته می‌شوند.
• محرک اقتصادی و رژیم نهادی؛ که در واقع محرک‌هایی را شامل می‌شود که متضمن استفاده کارآمد از دانش موجود در راستای شکوفایی کارآفرینی است.
• آموزش و منابع انسانی؛ جمعیت تحصیل‌کرده و آموزش‌دیده قابلیت ایجاد، به اشتراک‌گذاری و استفاده از دانش را در سطح بالایی حفظ می‌کند.
• نظام نوآوری؛ یک سیستم نوآور کارآمد می‌تواند شرکت‌ها، دانشگاه‌ها، مشاوران و سایر سازمان‌ها را به درون سیستم دانشی در حال رشد جهانی منتقل کند و نیازهای محلی را برای آن‌ها فراهم آورد و همچنین در مواجهه با مسائل مختلف راه حل‌های فناورانه ارائه کند.
• زیرساخت اطلاعاتی؛ سیستم مدرن و قابل دسترس مربوط به زیرساخت اطلاعاتی و ارتباطاتی می‌تواند منجر به تسهیل ارتباطات مؤثر، انتشار و پردازش اطلاعات شود.
هر یک از این عناصر نیز دارای زیر بخش‌هایی به شکل (۱) هستند.
بانک جهانی برای انجام محاسبات خود برای هر کشور سه گروه را در نظر می‌گیرد: گروه همه کشورها، گروه منطقه و گروه درآمدی. در حال‌حاضر اطلاعات ۱۴۶ کشور در KAM (روش‌شناسی سنجش دانش) در دسترس است که حدود ۱۰۰ کشور در حال توسعه و بیشتر کشورهای عضو OECD را در برمی‌گیرد. به‌دلیل اینکه ۱۰۹ متغیر دامنه وسیعی از اعداد را شامل می‌شود، تمامی اعداد ۱۴۶ کشور در دامنه صفر (ضعیف‌ترین) تا ۱۰ (قوی‌ترین) به‌صورت ترتیبی نرمال‌سازی می‌شوند.
۵-چارچوب اداره آمار استرلیا (ABS)
علاوه‌بر الگوهای پیشین معرفی شده، اداره آمار استرالیا نیز چارچوبی قابل قبول، با نگاه به کارهای صورت گرفته در کمیته اقتصادی APEC و همچنین پروژه رشد OECD معرفی کرده است. این الگو که در سال ۱۹۹۹ مطرح شد، داری پنج بعد محوری و قابل اندازه‌گیری است که عبارتند از: ۱-نوآوری و کارآفرینی ۲- سرمایه انسانی ۳-فناوری ارتباطات و اطلاعات ۴- زمینه و ۵- تاثیرات اجتماعی و اقتصادی که در بین ابعاد معرفی شده سه جز اول (نوآوری و کارآفرینی، سرمایه انسانی و فناوری ارتباطات و اطلاعات) ابعاد کلیدی و اصلی چارچوب ABS هستند. دو بعد دیگر بیشتر جنبه حمایتی دارند (زمینه و تاثیرات اجتماعی و اقتصادی). بعد زمینه‌ای یکی از ابعاد بسیار وسیع این چارچوب است که عناصر پیش زمینه‌ای و پیش شرط مانند محیط کسب‌وکار و بازارهایی با کارایی بالا که در پروژه‌های APEC و OECD بحث شده را دربر می‌گیرد. بعد حمایتی دیگر که با عنوان تاثیرات اجتماعی و اقتصای شناخته می‌شود، مبتنی‌بر این فرض است که اقتصاد دانش بنیان بر اقتصاد و جامعه تاثیر می‌گذارد.
۶-چارچوب هاروارد
الگوی دیگری توسط دانشگاه هاروارد توسعه داده شده است که در این الگو شاخص‌های دسترسی به شبکه، یادگیری شبکه‌ای، جامعه شبکه‌ای و اقتصادی مبتنی‌بر شبکه به‌عنوان پیشران‌های اصلی اقتصاد دانش بنیان معرفی شده‌اند. در جدول شماره ۱ ابعاد هر یک از رویکردها مختلف معرفی شده با یکدیگر مقایسه شده‌اند.
بنابراین باید اذعان کرد که بازسازی فرآیند نوآوری در سراسر جهان در جریان است و مراکز ملی و منطقه‌ای اقتصاد دانش‌بنیان در حال ظهور هستند و در نتیجه، جریان اطلاعات و تسهیم دانش در سطح جهانی در حال سرعت‌گرفتن است. تنوع و عمق این تحولات، سرعت نوآوری را برای خلق فرصت‌های نوآوری در مناطق جدید افزایش می‌دهد و شکل راهبردهای شرکتی، روند و محتوای اقتصاد دانش‌بنیان جهان را نمایان کرده و حکمران‌ها روند این فرآیند را تسهیل می‌کنند.
فرایند خلق و توزیع دانش در یک اقتصاد دانش‌بنیان، به سیاست‌گذاری‌های مناسب دولت بستگی دارد، سیاست‌هایی که معمولا نتیجه محرک‌های نوآوری و رژیم نهادی است. بنابراین دولت‌ها نقشی حیاتی را ایفا می‌کنند، چراکه خلق دانش و توزیع آن نمی‌تواند صرفا بر مکانیزم‌های بازار مبتنی باشد و چارچوب مناسب از محرک‌های اقتصادی و رژیم‌های نهادی به‌منظور تسهیل تعامل بین بخش‌های مختلف یک اقتصاد دانش بنیان، ضروری است. در ادامه برخی از چارچوب‌های بین‌المللی ارائه شده برای ظهور و توسعه اقتصاد دانش‌بنیان را معرفی خواهیم کرد.
۱- چارچوب OECD
OECD، براساس مطالعه خود برای توسعه و انتشار شاخص‌های علم و تکنولوژی در سال ۱۹۹۶، شروع به انجام تحقیق بر اقتصاد دانش‌بنیان و تلاش برای فراهم آوردن شاخص‌های مناسب برای آن نموده است. OECD اشاره می‌کند که «شاخص‌های اقتصاد سنتی هرگز به‌طور کامل رضایت بخش نبوده‌اند، اغلب به این دلیل که این شاخص‌ها در تشخیص عملکرد اقتصادی به‌عنوان پدیده‌ای فراتر از ارزش کل کالاها و خدمات، شکست می‌خوردند».OECD بعدا در پروژه رشد خود، ایده اقتصاد دانش‌بنیان را بیشتر مورد بررسی قرار داد و نتیجه گرفت که تعدادی از عوامل برای اقتصاد دانش محور مهم می‌باشند. این نتایج عناصر زیر را برای چارچوب اقتصاد دانش محور پیشنهاد می‌کند:
• محیط اقتصاد کلان باثبات و باز که بازارهایی اثربخش دارد
• انتشار فناوری‌های ارتباطی و اطلاعاتی
• پرورش و ارتقای سطح نوآوری
• سرمایه‌گذاری در سرمایه انسانی
• تشویق ایجاد بنگاه.
۲-چارچوب APEC
چارچوب APEC قسمتی از پروژه‌ای بود که با عنوان «حرکت به سمت اقتصاد دانش بنیان در APEC» در اواسط ۱۹۹۹ توسط همین سازمان به انجام رسید. هدف اصلی این پروژه در واقع ایجاد مبنایی تحلیلی و مفید برای موثر کردن استفاده و خلق و انتشار دانش در بین اعضای APEC بود. این رویکرد تا حد زیادی به رویکرد پروژه رشد OECD شبیه بوده و در بسیاری از شاخص‌ها براساس آن عمل می‌کند. چهار بعد اصلی معرفی شده از سوی این سازمان برای اقتصاد دانش بنیان عبارتند از:
۱. سیستم نوآوری
۲. توسعه منابع انسانی
۳. زیرساخت‌های فناوری ارتباطات و اطلاعات
۴. محیط کسب‌وکار
۳-چارچوب اتکینسون و کورت
چارچوب دیگری که به معرفی شاخص‌هایی برای ارزیابی اقتصاد دانش بنیان پرداخته است، الگویی است که توسط اتکینسون و کورت در سال ۱۹۹۸ معرفی شد. این محققان شاخص‌های زیر را به‌عنوان شاخص‌های اقتصاد دانش بنیان معرفی نموده‌اند:
• شغل‌های دانشی
• جهانی شدن
• رقابت و پویایی اقتصادی
• اقتصاد دیجیتال
• ظرفیت نوآوری فناورانه.
۴-چارچوب بانک جهانی
به‌گزارش ناظر اقتصاد، در سال ۱۹۹۹، بانک جهانی پروژه‌ای با عنوان «دانش برای توسعه» (KD) را به جریان انداخت که با انجام این کار قصد آگاهی بخشی به سیاست‌گذاران کشورها در مورد تاثیر دانش به‌عنوان ابزاری قدرتمند در رشد اقتصادی را داشت.
برنامه دانش برای توسعه، چارچوبی را توسعه داده است تا به کشورها در پی‌ریزی راهبردهایی برای تبدیل‌شدن به اقتصادهای دانش‌بنیان کمک کند. این چارچوب شامل ۱۰۹ متغیر ساختاری و کیفی است که چگونگی مقایسه کشورها را با یکدیگر به نمایش می‌گذارد و این متغیرها به‌عنوان زیرشاخص‌های چهار متغیر اصلی زیر در نظر گرفته می‌شوند.
• محرک اقتصادی و رژیم نهادی؛ که در واقع محرک‌هایی را شامل می‌شود که متضمن استفاده کارآمد از دانش موجود در راستای شکوفایی کارآفرینی است.
• آموزش و منابع انسانی؛ جمعیت تحصیل‌کرده و آموزش‌دیده قابلیت ایجاد، به اشتراک‌گذاری و استفاده از دانش را در سطح بالایی حفظ می‌کند.
• نظام نوآوری؛ یک سیستم نوآور کارآمد می‌تواند شرکت‌ها، دانشگاه‌ها، مشاوران و سایر سازمان‌ها را به درون سیستم دانشی در حال رشد جهانی منتقل کند و نیازهای محلی را برای آن‌ها فراهم آورد و همچنین در مواجهه با مسائل مختلف راه حل‌های فناورانه ارائه کند.
• زیرساخت اطلاعاتی؛ سیستم مدرن و قابل دسترس مربوط به زیرساخت اطلاعاتی و ارتباطاتی می‌تواند منجر به تسهیل ارتباطات مؤثر، انتشار و پردازش اطلاعات شود.
هر یک از این عناصر نیز دارای زیر بخش‌هایی به شکل (۱) هستند.

ارتباط با سردبير
news@zanjannews.com
Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

 

1385 - 1394 © تمامی حقـوق این سـایت متعلق به روزنامه مردم نو می باشد .